محمد علي حزين لاهيجي
97
فتح السبل ( فارسى )
و چگونه است كه در آن قضيّه اصلا محافظت ابو بكر صديق در باب محمد پسرش نمىكنيد ، و از لعن و تفسيق او خود را بازنداشتهايد . و همچنين پاس نمىداريد جانب ام المؤمنين عايشه را در باب برادرش كه محمد مذكور است . و ما را منع مىكنيد كه خوض نكنيم و خود را داخل نسازيم در امر على بن ابى طالب و حسنين - عليهم السلام - و معاويهء ظالم متغلّب كه غاصب حقوق ايشان است . و چون است كه لعن بر ظلم كنندگان بر على - ع - و حسن - ع - و حسين - ع - را تكلّف مىدانيد . و چون است كه عامّه خود را داخل مىكنند در امر عايشه و بيزارى مىجويند از كسى كه به او گفته « يا حميرا » و حال اينكه اين لقب « 1 » او بوده ، و لعن مىكنيد آن را كه كشف ستر او كرده . و منع مىكنيد ما را از كلام در امر فاطمه و آنچه واقع شد بر او بعد از وفات پدرش . اگر مىگوييد كه داخل شدن به خانهء فاطمه و هتك ستر آن حضرت براى نظام امر اسلام و دفع انتشار بود و به سبب آن بود كه مردم مبادا سر از ربقهء اطاعت بكشند و جماعت بر هم خورد ، ما نيز گوييم كه كشف هودج عايشه براى آن بود كه خروج بر امام مسلمين كرده بود ، و انتظام و اطاعت خلق را مختل ساخته و خون جماعتى بسيار از مسلمانان را ريخته بود پيش از رسيدن على بن ابى طالب - ع - به بصره ، و آنچه او و عساكرش با عثمان بن حنيف انصارى و حكيم بن جبله و صلحاى مسلمين كه با ايشان بودند از سفك دماء و نهب اموال كردند كتب سير و تواريخ به آن ناطق است . مجملا هرگاه به زعم شما دخول بيت فاطمه - س - و هتك ستر او جايز باشد براى امرى كه واقع نشده بود ، و مفسدهاى كه مترتب نگرديده ، جايز نخواهد بود كشف ستر عايشه بر آنچه واقع شده و تحقّق يافته و چگونه است كه هتك ستر عايشه نزد شما از گناهان كبيرهاى است كه مخلّد بودن در عذاب به آن سبب واجب مىشود و برائت از فاعل آن
--> ( 1 ) . نيز نك : طبقات ابن سعد 8 / 55 .